X
تبلیغات
شیطنت های دخترکانه

هرگز زانو نخواهم زد حتی اگر سقف اسمان کوتاه تر از قامتم باشد



تاريخ : جمعه دوم فروردین 1392 | 13:16 | نویسنده : shnyar |



الا يا ايها ممتحنون / چرا هستيد نگرون؟


بشينيد و بخوانيد و بدانيد / که امتحان فردا هست آسون !



???????????????????



اي کساني که ازکتاب هايتان به عنوان اشيائي دکوري استفاده کرده ايد


اکنون فقط يک معجزه مي تواند کارنامه شما را زير و رو کند !


( ستاد ايجاد رعب و وحشت شب امتحان )


دلم شور مي زنه، هيچي بلد نيستم ، بعيدمي دونم بتونم کل کتاب رو بخونم ، شب ها کابوس امتحانو مي بينم و از خواب مي پرم و . . . ! ”


از دفتر خاطرات يک دانش آموز / دانشجوي تنبل


 دختره بهمن امسال می ره تو 14 سالگی اونوقت تو me about نوشته: Tehran Univedrsity of Medical Sciences
من الان جفت پا می پرم تو اسید!

یا ایها المخاطب خاص :
هر یک ساعت بدون تو برای من شصت دقیقه میگذرد …
بععععععععععععله …

هنوز هستن پسرایی که میزنن بغل، از ماشین پیاده میشن، میرن جلو دختره،


چند دقیقه التماسش میکنن تا شماره‌شون رو بگیره!


نسلشون منقرض شه به حق پنج تن آل عبا


عوضش هستن پسرایی که واسه دختر می زنن کنار، دختر میاد سوار شه می گازن

میرن…!


خدا نگهشون داره :دی به حق همین شب عزیز !!!khkhkhkh


ما از اون پیرمرد، پیرزنای بی آزاری میشیم که حوصله ی کسی رو سر نمیبریم !

.

.

یه لپ تاپ بهمون بدن همه چی حله


چی بدون چی فایده نداره


کوه بدون سنگ

ازدواج بدون جنگ

ساعت بدون زنگ

چایی بدون رنگ

دفتر بدون برگ

زندگی بدون مرگ

لامپ بدون نور

پنجره بدون تور

مرده بدون گور

آدم بدون یار

درخت بدون بار

گل بدون خار

دنیا بدون غم

زیاد بدون کم

جام بدون جم

چاق بدون لم

کلاه بدون شال

پرنده بدون بال

اسب بدون یال

هندی بدون خال

قهوه بدون فال

 

.

 

 

 



تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 | 12:29 | نویسنده : shnyar |


اگه دو نفرلبه ی یه پرتگاهی وایستاده بودن وتو فقط

میتونستی یکیشونو نجات بدی کدومشونو نجات میدی؟


1-کسی که خیلی دوسش داری

2-کسی که خیلی دوستت داره

man oni ro ke khyeli dwstam dare ro nejat midam harchand k baz delam pishe onie ke dwstesh daram


وقتی از خواب بیدار می شوید چی خیلی می چسبه؟

1-ساعتی که نشون میده هنوز میتونی بخوابی

2-دیدن هوای برفی یا بارونی

3-گوش کردن به موسیقی

4-دیدن وشنیدن کسی که عاشقانه دوسش داری

5-دیدن اس ام اس کسی که دوسش داری

7-مشت و مال

8-نوشیدنی

man ke gwsh kardan b mwsiqi wa sms kasi k dwstesh daram


hamashwn khosh rang hastan wali man dws daram 11 wa7 ro bezanam


کدومشونی؟ man shahriwar=khejalati





kwdake darwnam shaytwn o balast (3





تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 | 12:22 | نویسنده : shnyar |

من دنبال یه پسر خوب
مودب
با شخصیت
سربزیر و چشم پاک
اهل کار
خانواده دوست
مهربون
و .......
میگردم

نه برای اینکه دوست پسرم بشه

و نه برای اینکه شوهرم بشه

نه خدا به سر شاهده

واسه این میخوام که ببینم چه شكلیه اصلاً .........


اتل متل توتوله این پسره سوسوله

موهاش همیشه سیخه نگاش همیشه میخه

چت میکنه همیشه بی مخ زدن؟نمیشه

پول از خودش نداره باباش رو قال میذاره

دی اند جیشو میپوشه میشینه بعد یه گوشه

زنگ میزنه به دافش میبنده هی به نافش

که من دوست میدارم تاج سرم میذارم

صورت رو کردی میک آپ بیا بریم کافی شاپ

تو کافی شاپ،می خنده همش خالی میبنده

بهم میگن خدایی! چقدر بابا بلائی!

همه رو من حریفم میذارم توی کیفم

هزارتا داف فدامن منتظر یه نامن

ولی تویی نگارم برات برنامه دارم

اگه مشکل نداری میام به خواستگاری


اگه اینترنت نبود:!
اگه اینترنت نبود: اگه اینترنت نبود کی شصتا اسم داشت ؟ اگه اینترنت نبود کافی نت چی بید ؟

اگه اینترنت نبود علافا چی کار می کردن ؟ اگه اینترنت نبود هکرا با چی ور می رفتن ؟ اگه اینترنت

نبود کی ازراه به درمی شد ؟ اگه اینترنت نبود چطوری یه پیرزن 20 سالش می شد ؟ اگه

اینترنت نبود کی می تونست دوجنس داشته باشه ؟ اگه اینترنت نبود چی چشم وگوش بچه ها

رو باز می کرد ؟ اگه اینترنت نبود چطوری بدونه این که صدات بیاد با بقیه حرف می زدی ؟ اگه

اینترنت نبود من این چرت و پرتارو کجا می نوشتم ؟ اگه اینترنت نبود چی بود ؟؟؟؟
؟

اینم مدل جدید شماره دادن

چه قدر پر رو هم هست طرف اعتماد به نفسشو برم:به چشمانت بیاموز هر کس ارزش دیدن ندارد.

یارو همچین کارت واسه خودش چاپ کرده انگار مدیر عامل یه شرکتیه.


کی میتونه از پسرا در حد ساواک حرف بکشه؟؟دخترا

کی میتونه تو بدترین شرایط مچ پسرا رو بگیره؟؟دخترا

کی میتونه پسرا رو جوون مرگ کنه؟؟دخترا

کی میتونه موهای پسرا رو بکشه؟؟دخترا

کی میتونه پسرا رو سر قرار بکاره؟؟دخترا

کی میتونه پسرا رو سرکار بذاره؟؟دخترا

کی میتونه پسرارو ذلیل کنه؟؟دخترا


khkhkhhkh

 

 




تاريخ : شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392 | 19:16 | نویسنده : shnyar |



قیافه من وختی از بابام پول میخوام


از انســــان هـــای احســـاساتــی بـیشتـــر بـتـــرسیـــد؛

آن ها قـــادرند ناگهــــــانی،

دیگــــر گــریـه نکـننــد؛
...

دوسـتــــ نــداشتـــه بــاشـنـــد؛

و قـیـــدِ همـــه چـیــز را بــزننــد،

حتـــی زنــدگــــی .



امشب بخند
بخند كه ستاره ها نگاهت كنند
تنها بخند كه از آسمان
فرشته ها صدايت كنند
بيا بخند كه مهتاب حسادت كند
به بودنت به ديدنت هرشب
عادت كند
چقدر به دل نشيند اين لبخندت
بيا
بيا به لبخندي مليح مرا دعوت كن
بيا به من به نگاهم بيا تو هجرت كن
بخند كه خنده ام در وجود من لبريز
بخند به شكوه بهار و هجرت پاييز
چه دلبرانه ميخندي
بخند
با من بخند كه خنديدنت زيباست
بخند كه لبخندت اوج يك روياست


عشق در لحظه ای پدید می آید ، دوست داشتن در امتداد زمان ، این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.

دوست داشتن با یک سلام شروع می شود و عشق با یک نگاه، دوست داشتن با یک دروغ از بین می رود و عشق با مرگ.

از عشق هرچه بیشتر می شنویم سیرابتر می شویم و از دوست داشتن هر چه بیشتر، تشنه تر.

» شما کدام را ترجیح می دهید؟
عشق یا دوست داش


تن




تاريخ : جمعه بیستم اردیبهشت 1392 | 16:13 | نویسنده : shnyar |


 


ب نظرتون کدوم ?



تاريخ : جمعه بیستم اردیبهشت 1392 | 12:15 | نویسنده : shnyar |


 



این تصویر 90٪ شبیه کلاس ماست...

مسدود شم اگه دروغ بگم

خخخخ :)))




 

 

 

 

 



تاريخ : سه شنبه دهم اردیبهشت 1392 | 17:53 | نویسنده : shnyar |
تاريخ : شنبه هفتم اردیبهشت 1392 | 20:34 | نویسنده : shnyar |



مریض :

خانم دکتر دارم از درد میمیرم منو بکش راحت بشم

دکتر :


من خودم کارم رو خوب بلدم نیاز به تذکر شما نیست

.

.

.

تمام انسانها بدون استثنا

دروغگو هستن …

به کسی اعتماد کن که نتونه خوب دروغ بگه !

.

.

.

طرف زده Work at FBI

میپرسم این همون پلیس فدرال آمریکاس؟

میگه نه این مخفف فدراسیون بیکاران ایران هستش


هر جا صحبت از « تقلــــــــــب » است

نام درخشان « دانشجوی ایرانــــــــــی» می درخشد


یه نفر زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا کمک ،توروخدا کمک .
چی شده خانم ، چه اتفاقی واستون افتاده
آقا یه گربه اومده خونمون .
خوب گربه که ترس نداره خانوم
آخه من طوطیم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یه روز ترکه میره میدون ولیعصر میبینه یارو داره
میگه سی دی ابی ، سی دی ابی
ترکه میره جلو میگه : اوی اد ، سی دی ابی که نه
ای بی سی دی


بــابــام اس فــرسـتاده: هــلـو، ســاعت 7 دم در حــاضر بــاش مــیـام دنـبالـت!!!
مــنــم فــکـر کـردم ازش عــاتـو گــرفـتم جــو گـرفـت جواب دادم: بــاشـه شــفـتـالـوی مـن ,مـانـتـو خـوشـگـلمـو میـپـوشـم مـیـام عـجـیـجـم!!!
بــعد بـابـام جـواب داد: اسـکـلِ بیــشــعـور, هـلـو یـعـنی سـلام ,عــاخـه تـو کـی میخوای آدم شی ؟؟؟15سالت شد آدم نشدی,مــن چـه گـنـاهـی کـردم کـه تو dokhtarami؟؟


آیا میدانید کوتاه‌ترین جنگ در سال ۱۸۹۶ بین زانزیبار و انگلستان که ۳۸ دقیقه طول کشید؟؟؟ !!!
فک کنم رفتن لب مرز به هم فحش دادن برگشتن


باعث و بانی ترس شما به دام افتاد ...

دیروز پس از درگیری های فراوان میان نیروهای انتظامی یگان ویژه ی تهران بزرگ و سر دسته ی ارازل و اوباش که باعث ایجاد رعب و وحشت میان دخمل ها شده بود بالاخره این جانی فراری دستگیر شد و به اعدام محکوم گردید ...


تلفن خونمون زنگ خورد برداشتم بجا اینکه بگم الو بله

گفتم بلو اله
طرف هم قاطی کرد گفت سلو الام


دلم میخواد راننده ماشین پلیس بشم؛
را بيوفتم تو خيابون از پشت بلندگوش بگم :
راننده پژو حرکت کن!
toyota!!سرت رو بنداز پایین ! مگه خودت خواهر مادر نداری !؟
ماکسیما مشکی ؟ شیطون دخترای قشنگی سوار کردی!؟
206 صندوق دار آهنگت خیلی قدیمیه...عوضش کن... !!!!
پرايد مشکی ... پراااااااايد......فخر
می فروشي ؟؟؟ بزن بغل



تاريخ : شنبه هفتم اردیبهشت 1392 | 20:29 | نویسنده : shnyar |
هر چقدر هم که ضعيف باشی

گاهی اوقات
می توانی تکیه گاه باشی



تاريخ : جمعه سی ام فروردین 1392 | 11:47 | نویسنده : shnyar |

حموم بودم ..
 
مامانم میزنه به در
 
میگم : بله
 
میگه : حمومی ؟؟
 
میگم : پَ نه اینجا لَندنه صدای منو ازرادیو بی بی سی میشنوی
 
میگه : در زدم بهت بگم مهمونا اومدن
 
دختراشون هم رفتن تو اتاقت دارن با کامپیوترت کار میکنن
 
لباس و حوله ات هم از پشت در بر میدارم که امشب تو لندن بمونی
 
تا فهم درست جواب دادن رو پیدا کنی :|

سر کلاس بچه ها داشتن سر وصدا میکردن ..

یهو ناظم میاد میگه : ایــــنجا طویلس ؟؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
یهو یکی برگشت گفت : نه آقا ! اشتباه اومدی
یه گروه شیرازی نشسته بودن به ترتيب هركي يه عدد ميگفت بقيه ميخنديدن.

يكي ميره بهشون ميگه قضيه چيه؟
.
.
.

.

.
.
.
.
.
ميگن عامو حال نداريم جك تعريف كنيم براشون عدد گذاشتيم. حالا هر عددي رو ميگيم همه ميدونن چه جكيه ميخنديم. :)))))))))))))
ميگن حالا تو يه عدد بگو
ميگه287. ميبينه يكي ولو ميشه، يكي غش ميكنه، يكي خودشو ميزنه....
ميپرسه چي شد؟ ميگن اينو تاحالا نشنيده بوديم!
=))))))))
 
 
 
 
 
 


تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 | 16:25 | نویسنده : shnyar |

داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت

همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم


دقیقا کسایی که و کامنت نمیذارن افرادیهستن به شرح زیر:
1.حسود
2.خسیس
3.افسرده
4.بد اخلاق
5.زشت :دی
6.عقده ای (لووول)
7.بی سلیقه
8.ترسو
9.گزینه ای دیگه هم دوست داشتیدخودتون اضافه کنید
حالا اونایی که وکامنت میذارن روفرض کن:
1.شاداب
2.متواضع
3.مهربان
4.خوشگل و خوشتیپ
5.بی باک
6.عزیز
7.دوست داشتنی
8.خوش سلیقه
9.گزینه ای دیگه هم دوست داشتیدخودتون اضافه کنید
دیگه خوددانیدمیخوای نظر بزار میخوای نزار!!!



تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 | 16:19 | نویسنده : shnyar |

هر کجا هستی باش ، به درک :|

پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال خودت!!!

اصن خاک تو سرت …

((سهراب سپهری اعصابش خورده هیچی نگید))


اولی ها
دوووومی ها
سووومی ها
.
.
.
.
20 روز تو تعطیلات لم دادین
فک کردین قبول میشین
کور خوندین!!
_ خشمِ گاج _
خخخخخخخخخخ

یکی از تفریحات واقعا مفرح خانوادگی ما اینه که وقتی خونه ایم یواشکی به هم یا به خونه زنگ بزنیم بعد بشینیم به طرف که میدوه سمت گوشی بخندیم


ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺧﻮﻧﻪ مامانبزرگم ﺭﻭﺿﻪ ﺑﻮﺩ ﺯﻧﺎ
ﺟﻮﮔﯿﺮ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ . ﻣﻨﻢ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﮐﻮﻟﺮﺷﻮﻥ ﮔﻼﺏ ﺭﯾﺨﺘﻢ.
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻮﯼ ﮔﻼﺏ ﭘﯿﭽﯿﺪ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ
ﺍﻭﻣﺪﻩ. ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻓﺖ ﺗﻮ ﻫﻮﺍ
من هیچوقت پشت سرمو نگاه نمیکنم...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
...

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

چون طاقت دیدن غش و ضعف خاطر خواهامو ندارم:دی
کلمه "توضيح دهيد" يا "اثبات کنيد" توي امتحانات يعني مـــــرگ :|
دیشب خواب دیدم دوس دخترم رفت زیر تریلی هیژده چرخ،
گوشت چرخ کرده شد... :( ینی با داد از خواب پریدماااااا

نیم ساعت فقط میلرزیدم!

گوشیو برداشتم بهش زنگ بزن شارژ نداشتم!!!

داشتم روانی میشدم، خودمو به در و دیوار میکوبیدم...

بعد ییهو یادم اومد من خودم دخترم، دوس دخترم کجا بود!!!

:-

ینی توهم درچه حد!!


 
  

 




تاريخ : دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 | 19:54 | نویسنده : shnyar |

آیا میدانستید : در بیمارستان های ایران مریض را

(بیدار) میکنند تا قرص خوابشو بخوره؟؟؟


مرض دارن



عايا ميخاهيد هميشه و همه جا بدرخشيد؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

به خودتان مقداري اکليل بزنيد ميدرخشيد بخدا



از اونجایی که میگن : ادما رو باید تو سفر شناخت !

پس چرا ماه عسلو یه وقتی گذاشتن که کار از کار گذشته ؟!

خو قبلش بذارین ملت نادم از سفر برنگردن !




بنی آدم اعضای یکدیگرند

من جیگر کیم:-)

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


صبح كه از خواب بيدار شدم اولين سوالي كه

برام پيش اومد اين بود كه من كجام؟!!!

يه كم كه دقت كردم فهميدم مامانم اتاقم رو تميز كرده


دقت کردین تو فیلم و سریال های ایرانی وقتی دوتا دانشجو میخوان عاشق

هم بشن باید پسره اشتباها به کیف دختره بزنه تا همه وسایلش بریزه و تو

جمع کردن کمکش کنه و عاشقش بشه ؟


لذتی که در “ کوفت ” گفتن مامان هست در “قربونت برم” هیچکس نیست



ﻋﺒﺎﺭﺕ " اصن ﺩﻟﻢ ﺧﻮﺍﺳﺖ " ﭼﯿﺴﺖ؟ ﻗﻄﻌﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﻭ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﺗﺮﯾﻦ

ﺩﻟﯿﻞ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ در آن گند زدید!


راستی چرا به ماشین عروس میگن ماشین عروس ؟ مگه ماشین مال داماد نیس؟

شونه آدم که هیچی

شونه تخم مرغم پیدا نمیشه سرمونو بذاریم روش یه دل سیر گریه کنیم



تعطيلات قبل عيد گذشت؛

تعطيلات عيد هم گذشت؛

الان هم تو تعطيلات بعد عيديم!


مملكت به اين باحالی داريم قدرشو نمیدونیم


عجب رسمیه ، رسم زمونه

خونه‌ مون عیدا ، پر از مهمونه

می‌ رن مهمونا ، از اونا فقط

آشغال میوه ، به جا می‌مونه !

کجاست اون کیوی ؟ چی شد نارنگی ؟

کجا رفت اون موز ؟ خدا می‌ دونه !

جعبه خالی شیرینی هنوز

گوشه‌ی طاقچه ، پیش گلدونه

عطرش پیچیده تا آشپزخونه

شیرینیش کجاست ؟ خدا می‌ دونه

می‌ رن مهمونا ، از اونا فقط

جعبه‌ی خالی ، به جا می‌ مونه‌ !

از بس خونه رو ، به هم می‌ ریزن

آدم مثل خر ، تو گل می‌ مونه

یکی نیست بگه ، خدا وکیلی

جای پوست پسته ، توی قندونه ؟!

قند نصفه‌ی ، عمو جون هنوز

خیس و لهیده ، ته فنجونه

حالا خداییش قندش مهم نیست

کنار اون قند ، نصف دندونه !

می‌ رن مهمونا ، از اونا فقط

نصفه‌ی دندون ، به جا می‌مونه !

پسته‌ی خندون ، بادوم شیرین

فندق در باز ، مال مهمونه

پرسید زیر لب ، یکی با حسرت :

که از این آجیل ، به غیر از تخمه ، واسه ما بعدها چی‌ چی می‌مونه


ملت از مسافرت برگشتن ، آلبوم آپ كردن 198 تا عكس توشه

بد من رفتم مسافرت 10تا عكس گرفتم تو 9تاش شاخ گذاشتن واسم ،


تو اون يدونم كه شاخ نذاشتن چشام بستس



تاريخ : پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 | 23:32 | نویسنده : shnyar |
گروه اینترنتی ایران ســــان | www.IranSun.net

 

خودم که بادیدن این ترول غش کردم



تاريخ : چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392 | 22:56 | نویسنده : shnyar |
سلام خوبین خوشین سیزده بدر چطور بود از من نپرسین که

 توپ توپ بود خیلی خوش گذشت انشاالله که به شماهم خوش گذشته

 



تاريخ : سه شنبه سیزدهم فروردین 1392 | 21:1 | نویسنده : shnyar |
طرح آمارگیری خانوار – شما چند تا بچه دارین؟

بابام : دو تا . . . . . . . . . . . . .

– ولی تو شناسنامه که نوشته سه تا

– اونو میگی؟ دکورخونست.

 فقط وقتهایی که اینترنت قطع میشه میاد بیرون یه دوری میزنه


 

بعضی شبا که خوابم نمیبره ، یه جوری که مغزم بشنوه میگم: خب! برم یه کتابی بیارم بخونم .

. .

.

.

. .

.

.

هیچی دیگه اصن بیهوش میشـم


 یکی از راه های رسیدن به خدا پراید بود که اونم گرون شد !!!



تاريخ : دوشنبه دوازدهم فروردین 1392 | 11:28 | نویسنده : shnyar |

اگه مثل من تنهایید..

اگه مثل من بیکارید ..

اگه مثل من مرض دارید ..

یه قرص جوشان بندازید تو تنگ ماهی قرمزا ، اونا هم براتون هلیکوپتری میزنن ..!

********************

یادش بخیر وقتی بچه بودیم میرفتیم عید دیدنی خونه فامیلامون

آخرش که میخواستیم از اونجا بیاییم منتظر عیدی بودیم

اونام نمیدادن ما هم فکر میکردیم شاید یادشون رفته

مجبور میشدیم دو سه بار بند کفشمونو باز کنیم تا شاید فرجی بشه !

*********************

تو دوران مدرسه هفته آخر عید که میشه همه قول وقسم می خوردیم جمعا نیایم مدرسه!

فردا که میشه همه میان ببینن کی نیومده.

یعنی عاشق اون اتحادمون هستم!!!


.کمدمو باز کردم میبینم چندتا از لباسای خواهرم قاطی لباسامه

به مامانم میگم اینا چرا اینجاست؟

میگه خواهرت گفته اینا رو نمیخواد بدمش به مستحق!!


S A L I  J O O N


تاريخ : سه شنبه ششم فروردین 1392 | 19:45 | نویسنده : shnyar |
ازنظر من حرفه ای ترین آرایشگر بالشه خودمه !

هر روز با یه مدل مو من از خواب بلند ميشم

سه تا مرد مست سوار تاکسی شدن...
در رو که بستن ، راننده دید خیلی مستن ، سریع ماشین رو روشن کرد ، بعد زود خاموش کرد گفت:
مسافران عزیز رسیدیم به مقصد..!
مرد اولیه پول میده پیاده میشه...
مرد دومیه نه تنها پول میده بلکه تشکر هم میکنه !
مرد سومیه اما با عصبانیت تمام یه دونه محکم میزنه تو سر راننده !
راننده میگه چرا میزنی..؟
اونم میگه: اینو زدم که درس عبرتی بشه واست از این به بعد تند نری..!
داشتی هممونو به کشتن میدادی مردیکه...!

من بیچاره

رفتم داروخونه میگم پماد ضد خارش میخوام! یارو زیر لب میگه نیگا جوونای این مملکت حال ندارن خودشونو بخارونن

یکی از فانتزی های من اینه کــه کنترل تلویزیون خونمون رو بردارم و
برم جلوی ایــن مــغازه های صوتی تصویری ،
این تلویزیونایی کـــه گذاشتن پشت ویترین رو خاموش کنم

ایی که چقد این حال میده


یکی از فانتزیام اینه که تو عروسی اقوام یهوووووووو داد بزنم :
“داماد چقدر انتره ، عروس ازون بدتره”


تاريخ : سه شنبه ششم فروردین 1392 | 14:58 | نویسنده : shnyar |
بازگشت شکوهمندانه پشه ها رو تبریک میگم...

ماشالله تو این چند ماه چقدم بزرگ شدن


ﺷﯿﺦ ﺭﺍ ﮔﻔﺘﻨﺪﻧﺪﯼ ﺩﻟﯿﻞ ﺧﻨﺪﻩ ﯼ ﭘﺴﺘﻪ
ﭼﯿﺴﺘﻨﺪﯼ؟؟؟ ...
ﺷﯿﺦ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪﯼ :ﻫﻤﯽ ﺍﻭ ﺑﻪ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﻣﺎ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ
ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﺩﻟﯿﻠﺶ ﺭﺍ ﺟﻮﯾﺎ ﺷﺪﻧﺪﯼ ... ﺷﯿﺦ
ﮔﻔﺘﻨﺪﯼ: ﺭﻭﺯﯼ ﻗﯿﻤﺘﺶ ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﻪ
ﺩﮔﺮ ﻓﻘﻂ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﺮﺍﯾﺪ ﺩﺍﺭﻧﺪﯼ ﺁﻥ ﺭﺍ
ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪﯼ
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﺟﺎﻣﻪ ﻫﺎ ﺑﺪﺭﯾﺪﻧﺪ ﻭﻧﻌﺮﻩ
ﻫﺎ ﻫﻤﯽ ﺯﺩﻧﺪ...


تاريخ : دوشنبه پنجم فروردین 1392 | 18:28 | نویسنده : shnyar |
www.trollparsi.ir  ترول های جدید

از سرگرمی های خااااااااااصه دانش اموزان برهم زدن نظم کلاسه ایی که چقد حال میده


www.parsnaz.ir - عکسهای خنده دار و جالب از شیطنت های دوران دانشجویی

مرد سه دسته ..!!!!! بهترین روش برای تقلب


www.parsnaz.ir - عکس های بسیار خنده دار که فقط در ایران می توان دید

علمه دیگه .........چیکارش کنیم


لعنت ﺑﺮ ﻫﺮ چی ﻓﺎﺻﻠﻪ اس ﺗﻮ ﺩﻧﻴﺎ . . .
ﭼﺮﺍ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﻦ ﺑﺎﺱ ﺍﺯ ﻳﺨﭽﺎﻝ ﺍﻳﻨﻘﺪ ﺩﻭﺭ ﺑﺎﺷﻪ ﺁﺧﻪ ؟!
آخه چرا؟!؟!؟!؟!؟!

پسر داییم پنج تا دوست دختر داره ، فکر می کنه خیلی زرنگه!


یه روز که حوصلم سر رفته بود گوشیشو برداشتم و اسم دوس دختراشو با هم عوض کردم؛
الان دیگه دوس دختر نداره ، یعنی تقصیر منه ؟!



تاريخ : جمعه دوم فروردین 1392 | 0:22 | نویسنده : shnyar |
سلامممممممممممممممممممممممممم نوروزو وچهارشنبه سوری تون مبارک فک کنم این هزارمین باریه که بهتون تبریک میگم ههههه هیچی نیس از عوارض پیریه .خب حالا اتیش پاره ها با ترقه وفش فشه هاتون چیکارا کردین .من که خییییییییییلی بهم خوش گذشت بهترین چهارشنبه سوری عمرم بود اره واللا قبلنا اصلا از این مراسما خوشم نمی اومد و بیرون نمیرفتم اما امسال رو نه .همسایه ها اتیش روشن کرده بودن ما هم رفتیم وکلی فش فشه و ترق تروق هم خریده بودم بعدش هم یه ماشین سایپا اومد که عقبش یه عالمه جوون بود که دوتاشون عروس و دوماد بودن البته عروس هم پسر بود و لباس عروس پوشیده بود وبراش کف میزدن بعدش پیاده شدن و محلی رقصیدن. جاتون خالی خییییییییییییییییییییلی خوش گذشت .خلاص الهی که شادی مهمون خونه هاتون باشه

تاريخ : چهارشنبه سی ام اسفند 1391 | 23:6 | نویسنده : shnyar |
چهار شنبه سوری مبارک

تق تق فش فشه / فاصلمون کم بشه / هیزم و نفت و آتیش/ دوست دارم

خدائیش / سیب زمینی به سیخه / عکس گلت به میخه / غماتو بیار فوتش

کن/ کینه داری شوتش کن / هوا بهاری میشه /سرما فراری میشه / زردی

ازت دور بشه / هر جی میخوایی جور بشه .



تاريخ : چهارشنبه سی ام اسفند 1391 | 13:40 | نویسنده : shnyar |

لحظه شماری میکنی برای سال جدید...

1سال گذشت ولی به اندازه ی 10سال به تجربیاتت اضافه شد....

اخلاق و طرز فکرت/ نگاهت به خیلی چیزها 180درجه عوض شد....

چیزهایی به چشمت دیدی که فکر نمی کنی برات تکرار شدنی باشه!

و ریشه ی همه ی مشکلات :اشتباهاتی نابخردانه از سوی خودت
که غیر قابل جبرانه...

خیلی چیزهات فدا شد(که ای کاش نمیشد)
ولی حداقل مطمئنی که خیلیاش دیگه واست درس میشه..
.فقط باید قول بدی در آینده تکرارشون نکنی

1 اشتباهی میکنی که دست خودته ولی بازخوردی
که از محیط میگیری دیگه دست تو نیست...
ولی خیلی چیزها یاد گرفتی

یاد گرفتی که هیچ چیز سیاه سیاه یا سفید سفید نیست...

یاد گرفتی اگه احترام و اعتماد میخوای: غرور و تکبّر
همیشه بهتر از تواضع و فروتنیه...

یاد گرفتی که خیلی از انتظاراتی که از دیگران داری عاقلانه نیست....

یاد گرفتی که آدم ها از آنچه در ظاهرشون دیده میشه کثیف ترند...
یاد گرفتی که آدم ها صرفا اون چیزی نیستن که تو میخوای باشن....
یاد گرفتی همیشه از جایی ضربه میخوری که نه خودت و
نه اطرافیانت بتونن باور کنن...

حالا میفهمی
((من از بیگانگان هرگز ننالم-----------که با من هرچه کرد آن آشنا کرد))
یعنی چی...

ولی 1 پیشرفت هایی هم داشتی:
تونستی یاد بگیری که دیگه آنی به هرچیزی واکنش نشون ندی...

تونستی یاد بگیری اینقدر قشنگ خودت رو تزیین کنی که هیچکس
نتونه دل شکسته ات رو ببینه....شاید دیدن ولی
هیچ نظر درستی در مورد دلیلش ندارن...

حالا یاد گرفتی که آبروی رفته دیگه برنمیگرده
(چه به حق رفته باشه و چه با تهمت)

یادگرفتی که آخر آخر آخرش خودتی و خودتی و خودت.
..رو هیچ چیز حساب نکن...

ولی به یاد داشته باش همچنان باید خوبی کنی
(نه به خاطر دیگران که فقط برای خودت)!!!

باید خوبی کنی چون خودت حس بهتری داری
(نه به خاطر مردم و خداشون و بهشت و جهنمشون.
...که فقط برای حفظ ذات خودت)

آره خوب باش ولی منتظر تلافی و اجر و بازخورد (+) نباش...

منتظر هیچی نباش...خوب باش خودت باش ولی بدون هچگونه
چشمداشتی برای قدردانی دیگران...

حرف مردم هست ................همیشه هست.........
دروغه که بگی برات اهمیت نداره ولی باید
بفهمی که کاری از دست تو ساخته نیست...

حس های مردم هم دست تو نیست:

اگر صادق بودنت رو به پای حماقت بنویسند/
خوبی کردن بی حدت رو به پای نیاز و ضعف/
بخششت رو به پای نفهمی و فراموشکاریت/
و دوستی های بی ریات با همه کس رو به پای .....

حسادت دیگران-کنجکاوی دیگران-فکرهای کثیف دیگران دست تو نیست
ولی کاملا روت تاثیر داره...باید تحملت رو بالا ببری.....همین

و بدون: این که هیچکس حتی نمیتونه فکرش رو هم
بکنه که به چی فکر میکنی برد توئه....(یعنی موفّق بودی)

سال نو میشه تو هم نو میشی...میتونی خیلی چیزها
رو از اوّل شروع کنی و خیلی چیزها که ارزشش رو دارند ادامه
بدی:شرافت-صداقت و ===========>رفاقت!

جا میگذارند غباری از خاطرات تو دفترچه زندگیمونه
یک سال دیگه هم گذشت

و چه روزهایی که بر ما نگذشت.....

روزهای شیرینی که تلخشون کردیم و روزهای تلخی که
با شکر صبر شیرینشون کردیم...

روزهایی که قلبمون لرزید و روزهایی که قلبمون
از حرکت ایستاد و سرد شد

... چه خنده های تلخی که تو این روزا به
مشکلاتمون تحفه ندادیم و چه اشک های شیرینی
که از سر سرور سرازیر نشدند...
روزهایی که در عزای عزیزانمون پیراهن مشکی پوشیدیم
وهمدرد شدیم و چه روزهایی که زیبا ترین لباس هامون رو
برای شرکت در شادی هاشون به تن کردیم و پا به پا پایکوبی کردیم ...
روزهایی که سخت دلتنگ بودیم و چه بسیار لحظاتی
که گرمی وجود عزیزامون رو در کنار خودمون حس کردیم و
دلگرم شدیم ....

روزهایی که دستی گرفتیم و به گرمی فشردیم و
یا دستانی که از دنیامون رهاشون کردیم....
و چه روزهایی که عین هم تکرارشون نکردیم....

فرصت هایی که از دستمون لغزیدند و
تنها مجال گفتن ای کاش رو برامون یادگاری گذاشتند...
نگاههایی که دیگه نداریمشون و جای خالیشون
همه نقطه دید ما رو پر کرده...
روزهایی که انتخابشان نکردیم ولی انتخاب شدند...

چه شب هایی که چشم از ماه بر نداشتیم ...
نمیدونم تو این روزا بزرگ شدیم یا بیشتر آب رفتیم ...

هر چه بود بر ما گذشت و هزینه ای به بهای
یک سال از عمرمون رو پاش پرداختیم

به یاد تمامی این شادی ها و غم ها و شیطنت ها

وبه امید سال و فردایی روشن

پیشاپیش سال جدید مبارک

‎12 ماه گذشت، سیصد و شصت وخورده ای روز...

تو هر ثانیه ش یه اتفاقی یه گوشه این دنیای بزرگ افتاد

یه سریا به دنیا اومدن، یه سریا از این دنیا رفتن

یه سریا دل بستن، یه سریا دل کندن...

بعضیا دلشون شکست، بعضیا دل شیکوندن

بعضیا با یه حس مشترک، دوستای جدید پیدا کردن

بعضیا با یه سوء تفاهم دوستاشونو از دست دادن.
با هم خندیدیم، به هم خندیدیم! خنده یه سریا
به قیمت اشکای یه سری دیگه تموم شد!
رفتیم، اومدیم، قهر کردیم، آشتی کردیم، خندیدیم، بغض کردیم، غصه
خوردیم، شادی کردیم
می خوام بگم زندگیمون رفت، چه با میل و خواسته مون و چه برخلاف
آرزوهامون
سه روز مونده تا یه سیصد و شصت و پنج روز دیگه رو شروع کنیم
بشینیم یه حساب سرانگشتی بکنیم ببینیم با خودمون چند چندیم...
آیااز پستهای من راضی نیستید ؟ آیا از من خسته شده اید ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.سرتان را به نزدیکترین دیوار بکوبید :|

همینه که هست


ما پارسال عید نرفتیم امریکا
امسالم نمیریم ایتالیا کلا ما اینجوری هستیم
هر سال تصمیم میگیریم یکی از کشورای خارجو نریم !
شمــــــــــــا چطور ؟؟

همچی آرومه ..


من چقد پول دارم ..


یه پرایدم دارم ..

به خودم میبالم ..

توی جیب راستم..

پسته من میذارم..

گوشیمم چه راحت ..

از جیب در میارم ..




تاريخ : سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391 | 23:46 | نویسنده : shnyar |

یارو زبونش می‌گرفته،

میره داروخونه می گه: آقا دیب داری؟

کارمند داروخونه می گه:

دیب دیگه چیه؟

یارو جواب می ده: دیب

دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره.

کارمنده می گه: والا ما

تا حالا دیب نشنیدیم. چی هست این دیب؟

یارو می گه: بابا دیب،

دیب!

طرف می‌بینه نمی فهمه،

می ره به رئیس داروخونه می گه.

اون میآد می پرسه: چی

می‌خوای عزیزم؟

یارو می گه: دیب!

رئیس می پرسه: دیب دیگه

چیه؟

یارو می گه: بابا دیب

دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره.

رئیس داروخونه می گه:

تو مطمئنی که اسمش دیبه؟

یارو می گه: آره بابا.

خودم دائم مصرف دارم. شما نمی‌دونید دیب چیه؟

رئیس هم هر کاری می‌کنه،

نمی تونه سر در بیاره و کلافه می شه.

یکی از کارمندای داروخونه

میآد جلو و می گه: یکی از بچه‌های داروخونه مثل همین آقا زبونش می‌گیره.

فکر کنم بفهمه

این چی می‌خواد. اما الان شیفتش نیست.

رئیس داروخونه که خیلی

مشتاق شده بود بفهمه دیب چیه، گفت: اشکال نداره. یکی بره دنبالش، سریع

برش داره بیارتش.

می‌رن اون کارمنده رو

میارن. وقتی می رسه، از یارو می‌پرسه: چی می خوای؟

یارو می گه: دیب!

کارمنده می گه: دیب؟

یارو: آره.

کارمنه می گه: که این

ورش دیب داره، اون ورش دیب داره؟

یارو میگه: آره،

همونه.

کارمند میگه: داریم! چطور

نفهمیدن تو چی می خوای!؟

همه خیلی خوشحال شدن که

بالاخره فهمیدن یارو چی می خواد. کارمنده سریع می ره توی انبار و دیب رو میذاره توی

یه کیسه نایلون مشکی و میاره می ده به یارو و اونم می ره پی کارش.

همه جمع می شن دور اون

کارمند و با کنجکاوی می‌پرسن: چی می‌خواست این؟

کارمنده می گه: دیب!

می‌پرسن: دیب؟ دیب دیگه

چیه؟

می گه: بابا همون که این

ورش دیب داره، اون ورش دیب داره!

رئیس شاکی می شه و می

گه: اینجوری فایده نداره. برو یه دونه دیب ور دار بیار ببینیم دیب چیه؟

کارمنده می گه: تموم شد.

آخرین دیب رو دادم به این بابا رفت!

.




تاريخ : سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391 | 17:48 | نویسنده : shnyar |

سلام بازاومدم به وب زیباو خوشمل خودم .شما ها خوبین

خوشین منم که هی بد نیسم .امشب برای برو بچ

کوچه مون تخم مرغ رنگ کردم و روشون نقاشی کشیدم

و چند روز بعد که روز (هه لا وه مه لاوه) قاشق زنی است

من براشون میبرم واونا شاد میشن ومن از بچه هابیشتر

خوشحال میشم چون تونستم رو لبهاشون لبخند مهمون کنم .

من عاشق روز قاشق زنی هستم چون به بچه ها عیدی میدیم

ولی بچه های کوچه ما هیچ کدوم نمیان که عیدی بگیرن

من خودم براشون میبرم .وقتی من بچه بودم پدرو مادرم

اجازه نمیدادن که برم خونه همسایه ها و به قول خودمون برم

(هه لاوه مه لاوه) بعضی از دوستام میرفتن ومنم خیلی دوس داشتم

باهاشون برم برای همین گاهی وقتادورازچشم پدرومادرم

و دزدکی با دوستام میرفتم و با ترس برمیگشتم .

حالاهم که بزرگ شده ام خیلی دوست دارم برم قاشق زنی

امااااااااااا.......دیگه از من سن وسااااالی گذشته .ههههههه پیرشدیم واللا



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391 | 0:41 | نویسنده : shnyar |

 

امروز رفتم نمایندگی سایپا گفتم اندازه ۳ میلیون بهم پراید بدین این در رو دادن دستشون هم درد نکنه


آرزو به دل موندیم وقتی منتظر اتوبوس وایسادیم و اتوبوس میاد،

یه جایی وایسه که درش روبه روی ما باز شه


بعضیام هستن که یه  ژنی دارن که باعث میشه دری که باز میکنن نبندن.

مثلا در اتاق ، کشو ، کمد ، شامپو ،  خمیر دندون 

اینا خعلی رو اعصابن


اس ام اس اومده برام هم میهنان عزیز محصولات لبنی میهن فقط با آرم میهن عرضه می شود !!!!

عاخه نه که تا الان ما فک می کردیم با آرم شبکه ۳ عرضه میشه از اون لحاظ !!!


فقط یه ایرانی میتونه پیتزا رو با دوغ،نوشابه رو با آبگوشت،

سبزی خوردن رو با کوکو سبزی و حتی کالباس رو با نون سنگک بخوره!!


خانه و بقیه لوازم درون آن زائده هایی هستند که اطراف کــــامــــپـــیـــوتــــر را فرا گرفته اند!


شما یادتون نمیاد بستنی دوقلو میخریدیم نصف میکردیم،خیلی بیشتر از کاملش میچسبید
یه ۱۰۰ متر موکت و قالی گذاشتن کنار که من بشورم
تنها شانسی که تا الان آوردم این که برس قالی شویی هنوز پیدا نشده

گاهی دل خوشیه آدما میتونه چراغه روشنه یه آیدی باشه …!

وقتی میبینی چراغه روشنه میگی عه اینم رو خطه خب بذار یه سلامی بفرستیم


شیطونه میگه بزنه امسال سال تحویل نشه همه ضایع بشن یکم بخندیم!
یه چند وقتیه کودک درونم آروم و قرار نداره.. مدام بهانه می گیره...

به نظرتون اگه بزنم لهش کنم، کودک آزاری محسوب میشه عايا؟


ما نسلي هستيم كه خواستيم بميريم هم باید به مامانمون زنگ بزنيم بگيم رسيديم...

مثلا اگه مردیم میریم اون ور دنیا میگیم الو الو مامی جون من رسیدم الان دقیقا

 رو پلم حالابذار ردشدم بعدا تماس میگیرم


به علت بالا رفتن قیمت خودرو

فروش الاغ مدل 91 تیپ قاطر

گردن هیدرولیك

نعل اسپورت

شاسی بلند

داراى كارت یونجه

پالان چرمی

بابوق عرعر بلبلی

رنگ طوسی متالیك

فروش عیدانه بصورت اقساطی آغاز شد 


سایپا ، مطمئن 


ما عيد امسال فقط تخمه ميزاريم
 
و به هر مهمونى که به تخمه ها دست نزنه به قيد قرعه يک عدد پسته ميدهيم!

شايد شما برنده باشيد!
میگن عربستان امشب رو چارشنبه سوری اعلام کرده...

کسی ماه رو ندیده؟؟ بین علما اختلافه که چارشنبه سوری امشبه یا هفته دیگه...




تاريخ : جمعه بیست و پنجم اسفند 1391 | 13:26 | نویسنده : shnyar |

پشت نویسی کارت عروسی اکبر:

حاج حسنعلی و خانواده محترم به جز پسر وسطی کرمعلی عوضی کثافت بی پدرمادر

خاک تو سرتون با اون بچه تربیت کردنتون اصلا نمیخاد بیایید


عاغا من اینجوریم یاشماهم اینجوری هستین 

وقتی دارم پرتقال میخورم و پرتقال تموم میشه میوفتم به جونه پوست پرتقاله


دیروز تو خیابون یه پسته پیدا کردم  

 


پسته دست دوم داریم

.

.

.

.

.

مال یه پیرزن بوده که دندون نداشته فقط نمکش رو میک میزده


سنگ قبرم را سفید بگذارید سفید سفید یک ماژیک مشکی جنس خوب هم کنارش تاهرکس به  دیدنم

امد روی سنگ قبرم جک وپیامک بنویسد حتی داستانی کوتاه .....

اخه میدانم ان دنیاهم شب ها حوصله ام سر میرود

ها!!!!راستی !ماژیک راحتما بازنجیری به نزدیک قبر ببندید اینجا ایران است


سردرگمم مثل

.

.

.

مثل زنی که رفته مانتو بخره


پرایدبه عنوان گرانترین تابوت دنیا در گینس به ثبت رسید


تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391 | 22:39 | نویسنده : shnyar |
شکر خدا یه کفشی که دوس داری و یکم بدرد میخوره  زیر صد تومن نیست !!

میگم ، دمپایی جلو بسته قهوه ای مد نمیشه؟



يارو دو روزه رفته خارج
عرق رسیدنش هنوز خشک نشده
تو اینترنت یه کلیپ فرستاده میگه: گرفتیش ؟
میگم :نه! هنوز دانلود نشده
میگه : شِت !!!! اونجا هنوز سرعت اینترنت درست نشده ؟ :|

لطفا بارسیدنتون به اون ور اب یادتون نره که از کجا اومدین ؟؟؟حالابگو اوکی


ﻣﻦ ﯾﻪ ﭘﺴﺮﺧﺎﻟﻪ ﯼ ﺩﻫﻪ ﻫﺸﺘﺎﺩﯼ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﻫﺸﺖ ﺳﺎﻟﺸﻪ .
ﺑﺎﺷﮕﺎﻩ ﮐﺎﺭﺍﺗﻪ ﻫﻢ ﻣﯿﺮﻩ ﻭ ﮐﻤﺮﺑﻨﺪ ﻣﺸﮑﯽ ﺩﺍﺭﻩ . ﺧﻼﺻﻪ ﻭﺣﺸﯽ
ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﮐﻠﻤﻪ ﺳﺖ ! ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺎ ﺩﺍﯾﯿﻢ ﺻﺤﺒﺖ
ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﭘﺴﺮﺧﺎﻟﻢ ﺍﻭﻣﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺖ ﭼﻄﻮﺭﯼ ﻣﻨﮕﻞ؟ !
ﺩﺍﯾﯿﻢ ﮔﻔﺖ ﭼﺮﺍ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯿﮕﯽ ﺑﻬﺶ؟ ﻣﻨﻢ ﮐﻪ ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﺍﻭﻥ ﭼﻪ
ﻣﻮﺟﻮﺩﯾﻪ ﮔﻔﺘﻢ ﻭﻟﺶ ﮐﻦ ﺑﺎﺑﺎ ﺑﭽﺴﺖ !
ﺩﻭﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﻭﻣﺪ ﻭ ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺖ ﭼﻄﻮﺭﯼ ﻣﻨﮕﻞ؟ ! ﺩﺍﯾﯿﻢ
ﮔﻔﺖ دخترم  ﺗﻮ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯼ . ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺑﺪﯼ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭﯼ
ﺣﺮﻑ
ﺑﺰﻧﻪ . ﺑﺮﻭ ﯾﻪ ﺩﻭﻧﻪ ﺑﺨﻮﺍﺑﻮﻥ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﺶ . ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ
ﺑﺎﺑﺎ ﺑﭽﺴﺖ . ﻭﻟﺶ ﮐﻦ !
ﺩﻓﻌﻪ ﺳﻮﻡ ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪ ﻭ ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺖ ﻣﻨﮕﻞ، ﺩﺍﯾﯿﻢ ﺩﻧﺒﺎﺵ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ
ﺑﮕﯿﺮﺗﺶ ﻭ ﺍﺩﺑﺶ ﮐﻨﻪ . ﺍﯾﻦ ﭘﺴﺮﺧﺎﻟﻪ ﯼ ﻣﺎﻫﻢ ﺩﺍﯾﯿﻤﻮ ﯾﻪ ﮔﻮﺷﻪ
ﮔﯿﺮ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﻋﯿﻦ ﻻﮎ ﭘﺸﺘﻬﺎﯼ ﻧﯿﻨﺠﺎ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺑﻪ ﺟﻮﻧﺶ ﻭ ﺗﺎ
ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ ﺯﺩﺵ !
ﺑﻌﺪ ﺩﺍﯾﯿﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺑﯿﺎﺭﻩ ﺍﻭﻣﺪ ﻭ
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺻﺤﺒﺖ ﺷﺪﯾﻢ . ﺑﺎﺯﻡ ﺍﯾﻦ ﭘﺴﺮﺧﺎﻟﻢ ﺍﻭﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ
ﭼﻄﻮﺭﯾﻦ ﻣﻨﮕﻼ؟ !!!
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺩﺍﯾﯿﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﺍ ! ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﺮﯼ ﺑﺰﻧﯿﺶ؟
ﮔﻔﺖ ﻭﻟﺶ ﮐﻦ ﺑﺎﺑﺎ ﺑﭽﺴﺖ !!!
ﻣﻨﻢ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﺁﺷﭙﺰﺧﻮﻧﻪ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﮔﺎﺯ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﯾﺨﭽﺎﻝ


20 سوالی منو  دخترخالم

من: جامده؟ 
دختر خالم : آره
من:تو جیب جا میشه؟
دختر خالم: آره ولی سرش بیرون می مونه


مكالمه امروز منو بابام:
بابايي؟
-شلوارم تو اتاقه برو هر چقد ميخواي ور دار :|
خو پدرم شايد ميخوام بات درد و دل كنم :|
البته من پول ميخواستما :|


ﺍﺯ ﺷﺮﮐﺖ ﺭﺍﻧﯽ ﺧﻮﺍﻫﺸﻤﻨﺪﯾﻢ ﯾﻪ ﺩﺭ ﻫﻢ ﺯﯾﺮ ﻗﻮﻃﯽ ﺑﺬﺍﺭﻩ ﻭﺍﺳﻪ ﺭﺍﺣﺖ ﺗﺮ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺍﻭﻥ ﺗﯿﮑﻪ ﺁﺧﺮ !

والا جوونیم پای خوردن اون تیکه های اخر هدر رفت


تو فکرمه یه نمایشگاه بزنم و نقاشی هایی که موقع درس خوندن واسه

  مدرسه نمونه دولتی میکشیدم رو به نمایش بذارم




تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391 | 22:7 | نویسنده : shnyar |
فلسفي...

موقع خسته شدن به دو چیز فکر کن

۱ آنهایی که منتظر شکست تو هستند تا “به تو” بخندند

۲ آنهایی که منتظر پیروزی تو هستند تا “با تو” بخندند  . . .

.

.

.

.

گذشته رو اگه به دوش بکشی کمرت خم میشه

ولی اگه بذاری زیر پات قدت بلند میشه . . .

.

.

.

.

ساده لباس بپوش، ساده راه برو

اما در برخورد با دیگران ساده نباش

زیرا سادگی ات رانشانه میگیرند

برای درهم شکستن غرورت


یکی بود ، یکی نبود. آن یکی که وجود داشت ، چه کسی بود؟ همان خدا بود وغیر از خدا هیچکس نبود. این قصه را جدی بگیرید که غیر از خدا هیچ کس نیست .

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا میتوانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟
برخی ازدانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند
.
برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند
.
شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها ولذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند
.

در آن بین، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد
:
یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند
...
یک ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود
.
شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود
.
رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند
.
ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد
...
همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرارکرد و همسرش را تنها گذاشت
.
بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید
.
ببر رفت و زن زنده ماند
...

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد
.

اما پسرپرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟


بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است
!

پسر جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که : عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.ازپسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود
...

قطره های اشک، صورت پسر را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان میدانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار میکند
.

پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و اورا نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود...




تاريخ : یکشنبه بیستم اسفند 1391 | 21:59 | نویسنده : shnyar |
  • اس ام اس عاشقانه
  • شیر شاه